با وجود شناسایی آزادی فعالیت احزاب در قانون اساسی، ساختار حقوقی و انتخاباتی ایران همچنان محدودیت‌هایی دارد.این شرایط، نقش‌آفرینی مؤثر تشکل‌های سیاسی را کاهش داده است. . رویکرد مجوزمحور در قوانین حزبی، انتخابات نامزد‌محور و نبود جایگاه رسمی برای فراکسیون‌های حزبی در مجلس، از جمله این چالش‌هاست. حمایت مالی ناکافی نیز فعالیت احزاب را دشوار […]

با وجود شناسایی آزادی فعالیت احزاب در قانون اساسی، ساختار حقوقی و انتخاباتی ایران همچنان محدودیت‌هایی دارد.این شرایط، نقش‌آفرینی مؤثر تشکل‌های سیاسی را کاهش داده است.

. رویکرد مجوزمحور در قوانین حزبی، انتخابات نامزد‌محور و نبود جایگاه رسمی برای فراکسیون‌های حزبی در مجلس، از جمله این چالش‌هاست. حمایت مالی ناکافی نیز فعالیت احزاب را دشوار کرده است. در نتیجه، احزاب در میدان سیاست ایران نقش کم‌اثرتری پیدا کرده‌اند.

به گزارش پایگاه خبری شهید یاران، دفتر مطالعات سیاسی مرکز پژوهش‌های مجلس گزارشی منتشر کرد.

عنوان این گزارش، «سازوکار مشارکت احزاب سیاسی در سیاستگذاری و اجرا (۳)؛ مطالعه موردی ایران» است.

این گزارش نقش احزاب سیاسی را در نظام‌های مردم‌سالار بررسی می‌کند.

این گزارش تأکید می‌کند که احزاب سیاسی از ارکان مهم نظام‌های مردم‌سالار هستند. احزاب با تجمیع مطالبات عمومی، به گزینش کارگزاران کمک می‌کنند.

همچنین زمینه رقابت مسالمت‌آمیز سیاسی را فراهم می‌کنند. احزاب بر عملکرد قدرت نیز نظارت دارند.

با این حال، بررسی قوانین و سیاست‌های حاکم بر فعالیت احزاب در ایران، نکته مهمی را نشان می‌دهد.

ضعف ساختاری تحزب، بیش از عوامل فرهنگی و تاریخی، ریشه در طراحی نهادی و حقوقی دارد.

اصل ۲۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

در این گزارش آمده است که اصل ۲۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، آزادی فعالیت احزاب، جمعیت‌ها و انجمن‌های سیاسی را به رسمیت می‌شناسد. این اصل فعالیت این تشکل‌ها را مشروط به رعایت استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی می‌کند.

با وجود این، قوانین عادی، به‌ویژه قانون نحوه فعالیت احزاب و گروه‌های سیاسی مصوب سال ۱۳۹۵، بر اخذ مجوز و نظارت پیشینی تأکید دارند.

بر اساس این بررسی، فرایند دریافت مجوز طولانی و پیچیده است. شرایط سخت‌گیرانه برای مؤسسان و اعضای احزاب نیز از دیگر چالش‌هاست. ابهام در مفاهیمی مانند «التزام به قانون اساسی» و «موازین اسلامی» نیز از مشکلات مهم این فرایند به شمار می‌رود.

این عوامل، زمینه تفسیرهای گوناگون را برای نهادهای ناظر، از جمله کمیسیون ماده ۱۰ احزاب، ایجاد می‌کنند. این وضعیت می‌تواند فعالیت احزاب مستقل و منتقد را با محدودیت‌هایی مواجه کند.

جایگاه رسمی و مؤثراحزاب

از سوی دیگر، قوانین انتخابات مجلس شورای اسلامی نشان می‌دهد که نظام انتخاباتی ایران عمدتاً نامزدمحور و دو مرحله‌ای بوده است. احزاب نیز جایگاه رسمی و مؤثری در برگه‌های رأی نداشته‌اند.

این ساختار، انگیزه کافی برای سازمان‌یافتگی حزبی ایجاد نکرده و رقابت‌های انتخاباتی را بیشتر بر محور افراد، شبکه‌های محلی، قومی و جناحی متمرکز کرده است.

همچنین احزاب حتی در صورت ورود نمایندگان منتسب به خود به مجلس، از پشتوانه نهادی کافی برخوردار نیستند. آیین‌نامه داخلی مجلس شورای اسلامی فراکسیون‌های حزبی را به‌صورت رسمی به رسمیت نمی‌شناسد.

در نتیجه، این تشکل‌ها سهم مشخصی در هیئت‌رئیسه و کمیسیون‌ها ندارند. آن‌ها زمان مشخصی برای مذاکره در صحن نیز در اختیار ندارند. امکانات اداری و بودجه‌ای مشخصی هم برای آن‌ها پیش‌بینی نشده است.

این شرایط، قدرت چانه‌زنی احزاب را کاهش می‌دهد. همچنین انسجام و اثرگذاری آن‌ها در فرایند قانون‌گذاری کمتر می‌شود.

سازوکارهای حمایت مالی از احزاب

در بخش دیگری از این بررسی، ضعف سازوکارهای حمایت مالی از احزاب نیز یکی از موانع مهم تحزب در ایران عنوان شده است. دولت حمایت مالی محدودی از احزاب دارد و این حمایت‌ها شفافیت کافی ندارند. این شرایط می‌تواند احزاب را به منابع خاص و غیرشفاف وابسته کند. چنین وابستگی‌ای نیز رقابت عادلانه میان احزاب را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

علاوه بر این، قوانین فعلی الزام مؤثری برای رعایت اصول دمکراتیک در درون احزاب ایجاد نکرده‌اند.

مواردی مانند انتخابات داخلی منظم، شفافیت در انتخاب رهبران حزبی و گزینش نامزدها، در مقررات موجود ضمانت اجرایی کافی ندارند. همچنین حق رأی برابر اعضا و پاسخگویی درون‌حزبی نیازمند ضمانت اجرایی روشن‌تری هستند.

. این مسئله می‌تواند به شخصی‌سازی احزاب، کاهش انگیزه عضویت و تضعیف اعتماد عمومی به تشکل‌های سیاسی منجر شود.

کارآمدسازی احزاب سیاسی

بر پایه این گزارش، کارآمدسازی احزاب سیاسی در ایران به بازنگری اساسی نیاز دارد.

این بازنگری باید سیاست‌های حزبی و انتخاباتی را دربرگیرد. کارشناسان برای تقویت تحزب در ایران، تغییر نظام مجوزمحور را پیشنهاد کرده‌اند.

در این الگو، نظام ثبت‌محور و نظارت پسینی جایگزین می‌شود. همچنین، شفاف‌سازی مفاهیم محدودکننده ضروری است.

اصلاح نظام انتخاباتی مجلس نیز از دیگر پیشنهادهای مطرح‌شده برای تقویت فعالیت احزاب در ایران است.

آنان همچنین تقویت نقش فهرست‌های حزبی، رسمیت‌بخشی به فراکسیون‌های حزبی در مجلس و طراحی نظام شفاف حمایت مالی را ضروری دانسته‌اند.

همچنین تأکید شده است که احزاب باید دموکراسی درون‌حزبی را رعایت کنند. برگزاری انتخابات دوره‌ای، شفافیت در تصمیم‌گیری و برخورداری برابر اعضا از حق رأی، زمینه شکل‌گیری احزاب برنامه‌محور، پاسخگو و رقابت‌پذیر را فراهم می‌کند.

بر اساس جمع‌بندی این گزارش، اصلاحات نهادی در حوزه احزاب و انتخابات ضروری است. این اصلاحات می‌تواند به عبور از تحزب ضعیف، شخص‌محور و مقطعی کمک کند. همچنین زمینه شکل‌گیری نظامی حزبی، پویا، مسئولیت‌پذیر و مؤثر را فراهم می‌کند. چنین نظامی می‌تواند ارتباط میان جامعه و ساختار حکمرانی را تقویت کند.