شهیدی که یاری کردن اسلام و ولایت فقیه برایش مهم بود شهید پرویز آبکار اصفهانی یکی از صدها شهیدی است که یاری کردن اسلام ناب محمدی و ولایت فقیه برایش از اهمیت بالایی برخوردار بود. به گزارش خبرنگار پایگاه خبری شهید یاران؛ شهید پرویز آبکار در سال ۱۳۴۱ در اصفهان دیده به جهان گشود. او تا […]

شهید پرویز آبکار اصفهانی یکی از صدها شهیدی است که یاری کردن اسلام ناب محمدی و ولایت فقیه برایش از اهمیت بالایی برخوردار بود.
 
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری شهید یاران؛ شهید پرویز آبکار در سال ۱۳۴۱ در اصفهان دیده به جهان گشود. او تا کلاس پنجم ابتدایی به تحصیل پرداخت و با شروع حرکت‌های انقلابی در تظاهرات و راهپیمایی‌ها شرکت گسترده‌ای داشت و با پیروزی انقلاب به عضویت سپاه درآمد و به افراد آموزش نظامی می‌داد. با شروع جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران از طرف تیپ ۵۵ هوابرد شیراز به جبهه دهلاویه بستان اعزام و در همین جبهه از ناحیه انگشتان دست راست مجروح و در بیمارستان سپاهان اصفهان یک ماه بستری شد و بعد از آن دوباره راهی جبهه‌های نبرد شد و سر انجام در تاریخ ۲۳ تیرماه سال ۱۳۶۱ در جبهه شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل شد.

وصیت‌نامه شهید پرویز آبکار اصفهانی

بسم رب الشهدا و الصدیقین

گمان نکنید آنان که در را خدا کشته شده‌اند، مردگانی هستند. بلکه آنان زنده‌اند و در بارگاه پروردگارشان روزی می‌گیرند. (سوره آل‌‌عمران، آیه ۱۶۹)

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان. به نام آنکه همه چیزم از اوست و زنده به اویم.

بارالها، ای رحمان و ای رحیم، ای پناه بی‌پناهان، ای محبوب و ای معبود من، چیزی با ارزش‌تر از جانم ندارم که تقدیم راهت کنم. قبول بفرما.

خداوندا، حمد و ثنایم را بپذیر، هدایتم فرما و گناهانم را ببخش. دریچه مغفرتت را به رویم باز کن و مرا در جوار رحمت خود به سوی بهشت راه نمای. خداوندا، مرا شهید بمیران، شاید خون من کمکی باشد برای تداوم انقلاب اسلامی.

ملت شهید پرور ایران، اسلام و رهبر را یاری دهید، مبادا این قلب تپنده مستضعفان جهان را تنها بگذارید. ندای او را لبیک گویید و بگویید ما اهل کوفه نیستیم و تا طرفدار ولایت فقیه هستید به کشور و اسلام شما ضربه‌ای وارد نخواهد شد.

به خدا سوگند اگر تکه تکه‌ام کنند و خونم را بر زمین بریزند در هر قطرهذخونم نام رهبرم خمینی را خواهید دید.

سلام بر پدر عزیزم، ابراهیم زمان. کسی که فرزندش را به خدا هدیه داد. درود بر تو که مرا اینگونه و در این راه پرورش دادی و بزرگ کردی.

پدر جان، می‌دانم که خیلی دلت می‌خواهد بروی کربلا، به تو قول می‌دهم که اگر لیاقت دیدن امام حسین (علیه السلام) را داشتم سلامت را برسانم.

سلام بر تو ای مادر عزیز، ای مادری که فرزندت را روانه میدان نبرد با کفار کردی و توانستی بر احساس مادرانه‌ات غلبه کنی و غم به دل راه ندهی و گریه نکنی چون رضای خدا در این امر می‌باشد.

خواهرم، من راه حسین را انتخاب کردم و از تو می‌خواهم همین گونه که می‌روی راه زینب را ادامه دهی. از شما می‌خواهم که مرا در تکیه شهدا دفن کنید و از همه دوستان و آشنایان حلالیت بطلبید. شب‌های جمعه مرا فراموش نکنید