فرمانده تیپ ۱۸ الغدیر یزد که بود؟ آخرين مسئوليت ايشان فرماندهی تيپ مستقل ۱۸ پياده الغدير یزد بود. حضور وی در اين يگان و در جمع شيرمردان یزد، موجب شد كه در فاصله كوتاهی، تيپ الغدير يكی از يگان‌های موفق سپاه اسلام قلمداد شود. به گزارش پایگاه خبری شهید یاران ؛ از فرماندهان قدیمی لشکر […]

فرمانده تیپ ۱۸ الغدیر یزد که بود؟

آخرين مسئوليت ايشان فرماندهی تيپ مستقل ۱۸ پياده الغدير یزد بود. حضور وی در اين يگان و در جمع شيرمردان یزد، موجب شد كه در فاصله كوتاهی، تيپ الغدير يكی از يگان‌های موفق سپاه اسلام قلمداد شود.

*زندگی‌نامه

ابراهيم جعفرزاده در تاريخ ۱۳۳۹/۱۱/۲۲ در يك خانواده مذهبی و متدين، در شهر شهيدپرور اصفهان به‌ دنيا آمد. دوران كودكی را در کانون خانواده‌ای سرشار از صفا و صمیمیت سپری كرد و در سن ۶ سالگی پا به دبستان گذاشت. او دانش‌آموزی كوشا و بسيار با استعداد بود، به‌طوری كه تمامی مراحل دوران تحصيل خويش را با موفقيت سپری کرد.

با زمينه‌ای مذهبی و دینی كه وی در خانواده داشت، از دوران دبيرستان، پی به ماهيت ستمکار رژيم منفور پهلوی برد و مبارزه با آن را آغاز نمود. به‌هنگام برپايی جشن‌های سلطنتی، زبان به اعتراض می‌گشود، كه در اين رابطه چندين بار دستگير و مورد آزار عمّال رژيم شاه معدوم قرار گرفت.

سال آخر دبيرستان بود كه حرکت انقلاب به اوج خود رسيد و او در هدايت و برپايی تظاهرات مردم مسلمان و انقلابی ايران، عليه رژيم پهلوی، ايفای نقش می‌كرد. وی علاوه بر اصفهان، در شهرهای اطراف، به‌خصوص مباركه، با برادرانی چون شهيد حاج‌رضا نصوحی و شهيد احمد مختاری، مسئوليت برپايی تظاهرات و تشكيل جلسات مخفی و تبليغات سياسی ـ مذهبی برعليه رژيم ستم‌شاهی را عهده‌دار بود و در انهدام پاسگاه ژاندارمری مباركه، نقش به‌سزايی داشت.

پس‌از پيروزی انقلاب‌ اسلامی در تشكيل كميته انقلاب‌ اسلامی و جهاد سازندگی مباركه، تلاش فراوانی به‌عمل آورد و با تشكيل سپاه پاسداران به‌ عضويت اين ارگان انقلابی درآمد. او همزمان اقدام به تبليغات مذهبی در مساجد و برپا نمودن جلسات آموزش قرآن در منازل می‌کرد.

ابراهیم در سال ۱۳۶۰ در دادگاه انقلاب اسلامی اصفهان، مسئوليت تحقيقات آن ارگان را به‌ عهده گرفت و چندی بعد به مكه معظمه مشرف شد.

با شروع غائلۀ کردستان ابراهيم احساس وظیفه کرد و به كردستان اعزام شد تا به مبارزه با اشرار و گروهک‌های ضد انقلاب بپردازد.

با آغاز حمله سراسری عراق علیه ایران به جنوب كشور رفت تا جلوی تجاوز عراق را بگیرد. او در صحنه‌های نبرد اسلام عليه كفار بعثی، در عمليات‌های متعددی چون فرمانده كل‌ قوا، ثامن‌الائمه، طريق‌القدس، فتح‌المبين، بيت‌المقدس، رمضان، سلسله عمليات‌های والفجر مقدماتي و ۱ و ۲ و ۴ و ۶، خيبر و بدر شركت کرد.

ابراهیم در طول حیات مبارزاتی خود، فرماندهی اولين گردان زرهی سپاه اصفهان، فرماندهی يكی از قسمت‌های لشكر ۱۴ امام حسين علیه السلام، مسئوليت زرهی قرارگاه نصر، فرماندهی تيپ ۲۱ رمضان، مسئوليت بررسی مسائل كلی مرزهای كشور، مسئوليت طرح و برنامه لشكر زرهی سپاه و فرماندهی تيپ زرهی ۲۸ صفر را به‌عهده داشت و يكي از مسئولين واحد طرح و برنامه معاونت عمليات قرارگاه خاتم‌الانبياء به‌شمار می‌آمد.

آخرين مسئوليت ايشان فرماندهی تيپ مستقل ۱۸ پياده الغدير یزد بود. حضور وی در اين يگان و در جمع شيرمردان یزد، موجب شد كه در فاصله كوتاهی، تيپ الغدير يكی از يگان‌های موفق سپاه اسلام قلمداد شود.

ابراهیم نسبت به معنويت و نماز شب توجه خاصی داشت و در محل ستاد فرماندهی تيپ، تابلويی نصب كرده بود كه بر روی آن نوشته بود: «در اينجا رسم اين است كه همه برای نماز شب بيدار می‌شوند، از برادرانی كه نماز شب را اقامه نمی‌كنند می‌خواهيم كه در اين محل نخوابند.»

شهيد جعفرزاده قبل‌ از عمليات بدر، به‌همراه فرماندهان تيپ و لشكرهای سپاه اسلام، خدمت حضرت امام شرفياب می‌شود كه در اين ديدار، حضرت امام آن‌ها را مورد دل‌جويی و تفقد قرار داده و دستور عمليات را صادر می‌فرمايند. وقتی فرماندهان از محضر حضرت امام(ره) مرخص می‌شوند، حضرت امام سردار جعفرزاده را صدا زده و آهسته مطلبی را می‌فرمايند كه اين سخن هرگز فاش نشد.

شهيد جعفرزاده در عمليات بدر، همگام با نيروهای خط‌شكن، در عمليات شركت کرد و پس‌ از سال‌ها مجاهدت و ایثارگری به شهادت رسید.

وی چهارمين شهيد خانواده جعفرزاده است و دو برادر و دامادشان نيز قبل‌ از ايشان، در جبهه به شهادت رسيده‌ بودند. در هنگام شهادت، از حاج ابراهيم فرزند ۵ ساله‌ای به‌ نام عليرضا به يادگار ماند.

*وصیت‌نامه

«…شما را به اطاعت از اولی‌الامر امام روحی له‌الفدا و جانبازی در راه اسلام سفارش می‌كنم. در صورت توفيق شهادت و نيل به فيض الهی، از شما تقاضا دارم، وحدت بين خويشان و بين خودتان را حفظ كنيد. امام و روحانيت اصيل را در صدر قرار داده و با عمل صالح خودتان ثابت كنيد چگونه رهرو پيامبر، علی، فاطمه و ائمه معصومين علیهم السلام هستيد.

پدرم، مادرم، كه هستی من از شما شكل گرفت و شخصيت انسانسی و اسلامی‌ام را شما ساختيد، اجرتان با خدا. همسرم، كه امكان حضور در صحنه انقلاب و جنگ را با فداكاري بی‌نظيرتان فراهم ساختيد، شرمنده‌ام از اين همه ظلمی كه به‌واسطه شرايط به شما تحميل شده. واقعاً كه شريک امين و صديقی بوديد، خداوند شما را با زهرا سلام‌الله‌علیها محشور نمايد.

اميدوارم همان‌گونه كه برای من اسوه ايثار بوديد، همچون كوه، اسوه و استوار باقی بمانيد و از اسلام فاصله نگيريد.

خواهرم، ای كوه سترگ، ای حماسه ايثار و مقاومت، تو نيز باقی باش بر اين راه و با تربيت صحيح فرزندان شهيد، آنان را مجاهدانی خالص و قوی پنجه وارد لشكر صاحب‌الزمان(عج) نما. و ديگر خواهران و برادران، ای خوبان خوب، دستتان را می‌بوسم و شما را به تداوم راهی كه آغاز كرده‌ايد، سفارش می‌كنم و همه را به اطاعت از خمينی روح الله، مجاهدت فی سبيل الله، سلوک با خلق الله و عبادت الله و توسل به اولياء الله سفارش می‌نمايم.»

شادی روح شهید ابراهیم جعفرزاده صلوات؛ «الَّلهُمَّ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم»، اللهم الرزقنی توفیق الشهادت فی سبیلک