<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بایگانی‌های روایت - پایگاه خبری شهید یاران</title>
	<atom:link href="https://shahidyaran.ir/tag/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://shahidyaran.ir/tag/روایت/</link>
	<description>پایگاه خبری و تخصصی ترویج فرهنگ ایثار و شهادت</description>
	<lastBuildDate>Sun, 28 Jan 2024 08:49:26 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>
	<item>
		<title>گلستان‌نامه؛</title>
		<link>https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b-41/</link>
					<comments>https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b-41/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[ابراهیم باصری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 28 Jan 2024 08:49:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی شهدا]]></category>
		<category><![CDATA[روایت]]></category>
		<category><![CDATA[شهید]]></category>
		<category><![CDATA[شهید سید رسول ربیعی]]></category>
		<category><![CDATA[فرائض دینی]]></category>
		<category><![CDATA[گلستان‌نامه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://shahidyaran.ir/?p=74412</guid>

					<description><![CDATA[<p>روایت شهیدی که از نوجوانی به فرائض دینی اهمیت می‌داد شهید سید رسول ربیعی علاقه زیادی نسبت به بسیج داشت و سعی می‌کرد دیگران را نیز به بسیج و کلاس‌های بسیج تشویق کند. او بیشتر وقت خود را در مسجد روستا جهت امور بسیج می‌گذراند. به گزارش&#160;خبرنگار پایگاه خبری شهید یاران، شهید سید رسول ربیعی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b-41/">گلستان‌نامه؛</a> اولین بار در <a href="https://shahidyaran.ir">پایگاه خبری شهید یاران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="has-vivid-red-color has-text-color has-link-color wp-elements-8919dd232b2feae643e4c05d4e0b79aa wp-block-paragraph">روایت شهیدی که از نوجوانی به فرائض دینی اهمیت می‌داد</p>



<p class="wp-block-paragraph">شهید سید رسول ربیعی علاقه زیادی نسبت به بسیج داشت و سعی می‌کرد دیگران را نیز به بسیج و کلاس‌های بسیج تشویق کند. او بیشتر وقت خود را در مسجد روستا جهت امور بسیج می‌گذراند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">به گزارش&nbsp;خبرنگار پایگاه خبری شهید یاران، شهید سید رسول ربیعی در یکی از روستاهای نزدیک اصفهان به نام سمسور در سال ۱۳۴۵ چشم به دنیا گشود. زندگی و عمر او هر چند بسیار کوتاه بود، اما سراسر عمر پر ثمرش حکایت از یک انسان موثر و ایثارگر و حماسه آفرین برای مکتب و انقلاب اسلامی بود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">این آثار و نتایج را می‌توان از کتابخانه‌ای که در مسجد تشکیل داد و خود سرپرستی آن را به عهده داشت و یا شعارهای اسلامی و انقلابی که جهت آگاهی مردم روی دیوارها می‌نوشت ملاحظه کرد و همچنین سعی می‌کرد در روستای خویش مردم را از آثار و نتایج انقلاب اسلامی مطلع سازد. بدین جهت بود که با شرکت جستن در امور تبلیغاتی روستا بهترین نقش را ایفا می‌کرد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">او علاقه زیادی نسبت به بسیج داشت و سعی می‌کرد دیگران را نیز به بسیج و کلاس‌های بسیج تشویق کند. او بیشتر وقت خود را در مسجد روستا جهت امور بسیج می‌گذراند. شهید ربیعی انسانی پرتلاشی بود. او با وجود سن کم از اراده و ایمان قوی برخوردار بود. نیمی از روز را به کار در کارگاه برای اداره زندگی خود و مادرش می‌گذرانید و نیم دیگر را اختصاص به فعالیت‌های اسلامی داده بود. ایشان به مجالس مذهبی علاقه فراوان داشت. خواهر شهید می‌گوید: «در محله سمسور سکونت داشتیم و رسول متولد آنجا بود. پدرم سید جعفر کار کشاورزی می‌کرد و زندگی‌اش را اداره می‌کرد. ما سه خواهر بودیم و چهار برادر داشتیم و من بزرگ‌ترین خواهر بودم. رسول از همان دوران کودکی‌اش بچه نوبر و زرنگی بود. دوران ابتدایی را در مدرسه شهید صدوقی گذراند و تا کلاس ششم بیشتر درس نخواند. با وجود اینکه وضعیت تحصیلی‌اش هم مساعد و معلمین دوران ابتدایی‌اش همیشه از احوالات درسی‌اش احساس رضایت می‌کردند، رسول بنا بر احساس وظیفه‌ای که داشت و خود را ملزم می‌دانست تا دستان خسته پدر را یاری رسان باشد، وارد عرصه کار شد. در ابتدا در کارخانه پشم در محدوده ارغوانیه کنونی کارگری می‌کرد و بعد از آن و در اثنای جنگ وارد سپاه شد. او درآمد حاصله را که مبلغ ناچیزی بود یا صرف احتیاجات زندگی روز مره‌اش می‌کرد یا به کار خیر می‌زد. او دوست داشت برای مسجد محله‌مان کاری انجام دهد و از این رو تصمیم گرفت کتابخانه‌ای را برای آنجا فراهم کند. علاقمندی‌اش نسبت به انجام فرائض نماز و روزه و خواندن قرآن از سن ۱۰ سالگی نشان داد و حتی بچه‌های دیگر را نیز به انجام این فرائض و حضور در مسجد تشویق می‌کرد. به سن ۱۵-۱۶ سالگی که رسید تصمیم گرفت به جبهه اعزام شود، اما با مخالفت‌های برادرم روبرو شد. ولی او همچنان بر خواسته خود پافشاری کرد و سرانجام با گریه و التماس روانه جبهه شد. تنها 40 روز از زمان اعزام نگذشته بود که در عملیات خرمشهر در شلمچه به شهادت رسید. در این مدت یک روز هم به مرخصی نیامد. رسول نزد خانواده‌ام بسیار عزیز بود و برادرم به خاطر سن کم رسول و این که خودش هم در جبهه حضور فعال داشت و بر خطرات او واقف بود با رفتن برادرم مخالفت می‌کرد. اما رسول نیز بچه جسور و شجاعی بود و احساس وظیفه می‌کرد. او با وجود سن کمی که داشت به خصوص در امر رعایت حجاب و خواندن نماز آن هم با جماعت همواره ما را نصیحت می‌کرد. او در این مدت ۴۰ روزی که در جبهه بود خدمات زیادی را بنا بر آنچه می‌گفتند انجام می‌داد و بر حسب وظیفه‌اش که جابه‌جایی مجروحین از صحنه جنگ بود، تلاش‌های بی‌وقفه‌ای انجام داده بود.»</p>
<p>نوشته <a href="https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b-41/">گلستان‌نامه؛</a> اولین بار در <a href="https://shahidyaran.ir">پایگاه خبری شهید یاران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b-41/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">74412</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مدیرکل تبلیغات اسلامی استان اصفهان:</title>
		<link>https://shahidyaran.ir/%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%da%a9%d9%84-%d8%aa%d8%a8%d9%84%db%8c%d8%ba%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86-2/</link>
					<comments>https://shahidyaran.ir/%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%da%a9%d9%84-%d8%aa%d8%a8%d9%84%db%8c%d8%ba%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86-2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[ابراهیم باصری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Jan 2024 08:43:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[افتخارات انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[روایت]]></category>
		<category><![CDATA[مدیرکل تبلیغات اسلامی استان اصفهان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://shahidyaran.ir/?p=74346</guid>

					<description><![CDATA[<p>باید افتخارات انقلاب را روایت کنیم مدیرکل تبلیغات اسلامی استان اصفهان گفت: با روایت افتخارات انقلاب و معرفی متفکران عصر ظهور، اجازه ندهیم جوجه پهلوی‌ها با پرونده سیاه خود حرفی برای گفتن داشته باشند. به گزارش خبرنگار پایگاه خبری شهید یاران به نقل از روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی فوقی شامگاه چهارشنبه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://shahidyaran.ir/%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%da%a9%d9%84-%d8%aa%d8%a8%d9%84%db%8c%d8%ba%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86-2/">مدیرکل تبلیغات اسلامی استان اصفهان:</a> اولین بار در <a href="https://shahidyaran.ir">پایگاه خبری شهید یاران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="has-vivid-red-color has-text-color has-link-color wp-elements-8d477f6b69c3a3a16712a0571e8366c2 wp-block-paragraph">باید افتخارات انقلاب را روایت کنیم</p>



<p class="wp-block-paragraph">مدیرکل تبلیغات اسلامی استان اصفهان گفت: با روایت افتخارات انقلاب و معرفی متفکران عصر ظهور، اجازه ندهیم جوجه پهلوی‌ها با پرونده سیاه خود حرفی برای گفتن داشته باشند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">به گزارش خبرنگار پایگاه خبری شهید یاران به نقل از روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی فوقی شامگاه چهارشنبه در آئین تکریم و معارفه رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان خوانسار که در فرمانداری این شهرستان برگزار شد، با بیان اینکه امروز کشور ایران دارای اقتدار و قدرت خوبی در منطقه است، اظهار کرد: دشمنان جمهوری اسلامی امروز به ذلت افتاده و جرأت مقابله کوچک را هم با نظام ما ندارند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">وی با بیان اینکه انقلاب اسلامی راه خودش را سریع‌تر از قبل طی خواهد کرد، گفت: ما باید افتخارات انقلاب را روایت کنیم، باید متفکران عصر ظهور را معرفی کنیم و اجازه ندهیم جوجه پهلوی‌ها با پرونده سیاه خود حرفی برای گفتن داشته باشند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مدیرکل تبلیغات اسلامی استان اصفهان گفت: شهید سلیمانی فیلم و مستند نیست و شخصیت چندبعدی است که اثبات می‌کند نظام مقدس جمهوری اسلامی و روحانیت می‌تواند چنین شاگردان متعهدی را تربیت کند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">وی با بیان اینکه ما باید به درستی از میراث انقلاب اسلامی دفاع کنیم، افزود: باید نشاط را در جامعه ترویج دهیم و این امر تاکید رهبر معظم انقلاب است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">حجت الاسلام و المسلمین فوقی با بیان اینکه ما باید در ترویج دین و ارتباط با جوانان باید اقدامات خلاقانه و ابتکار عمل داشته باشیم، اضافه کرد: باید شادی را به‌گونه‌ای در بین جوانان ایجاد کنیم که احساس کمبودی برای کشانده شدن به سمت برخی از رفتارهای ناشایست نداشته باشند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">وی با بیان اینکه حفظ امنیت و آرامش در جامعه بسیار مهم است، افزود: این امر با همبستگی در جامعه محقق خواهد شد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">حجت الاسلام والمسلمین فوقی با بیان اینکه برگزاری مراسم‌های اعتکاف دانش آموزی بیانگر تشنه معنویت بودن دانش آموزان است، گفت: باید توجه داشت تنها در مسجد سید اصفهان یک هزار پسر نوجوان برای اعتکاف ثبت نام کرده‌اند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">وی با اشاره به اجرای موفق طرح امین حوزه علمیه افزود: این طرح طرفداران بسیار خوبی دارد و مبلغان جوان و خلاق به خوبی ظرفیت‌های خود را در آن نشان داده‌اند.</p>
<p>نوشته <a href="https://shahidyaran.ir/%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%da%a9%d9%84-%d8%aa%d8%a8%d9%84%db%8c%d8%ba%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86-2/">مدیرکل تبلیغات اسلامی استان اصفهان:</a> اولین بار در <a href="https://shahidyaran.ir">پایگاه خبری شهید یاران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://shahidyaran.ir/%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%da%a9%d9%84-%d8%aa%d8%a8%d9%84%db%8c%d8%ba%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86-2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">74346</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گلستان‌نامه:</title>
		<link>https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-6/</link>
					<comments>https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-6/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[ابراهیم باصری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 19 Dec 2023 17:16:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی شهدا]]></category>
		<category><![CDATA[انفجار مین]]></category>
		<category><![CDATA[پیکرشهید]]></category>
		<category><![CDATA[روایت]]></category>
		<category><![CDATA[شهید]]></category>
		<category><![CDATA[شهید نادر جاویدنیا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://shahidyaran.ir/?p=72489</guid>

					<description><![CDATA[<p>روایت شهیدی که پیکری از او بر جای نماند شهید نادر جاویدنیا سرانجام بر اثر انفجار مین در شرق دهلران ایشان به درجه شهادت نائل آمد اما متاسفانه پیکری از وی بر جای نماند. به گزارش&#160;خبرنگار پایگاه خبری شهید یاران؛ شهید نادر جاویدنیا در سال ۱۳۴۵ در اهواز متولد شد. نادر هفتمین فرزند خانواده بود. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-6/">گلستان‌نامه:</a> اولین بار در <a href="https://shahidyaran.ir">پایگاه خبری شهید یاران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="has-vivid-red-color has-text-color has-link-color wp-elements-6851e59f947f06bd3fb8595bbc4081b2 wp-block-paragraph">روایت شهیدی که پیکری از او بر جای نماند</p>



<p class="wp-block-paragraph">شهید نادر جاویدنیا سرانجام بر اثر انفجار مین در شرق دهلران ایشان به درجه شهادت نائل آمد اما متاسفانه پیکری از وی بر جای نماند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">به گزارش&nbsp;خبرنگار پایگاه خبری شهید یاران؛ شهید نادر جاویدنیا در سال ۱۳۴۵ در اهواز متولد شد. نادر هفتمین فرزند خانواده بود. نام او را پدرش انتخاب کرد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">بسیار آرام و مظلوم بود و مطیع امر پدر. همیشه در کارها به پدرش کمک می‌کرد و به همسایه‌ها خیلی اهمیت می‌داد و یاری‌رسان آنان بود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">بسیار روی غیبت کردن حساس بود و به دیگرا یین سفارش می‌کرد غیبت نکنند. در مراسم عزاداری محرم شرکت فعال داشت. شهید به کتاب خواندن خیلی اهمیت می‌داد و کتاب‌های مختلف و مذهبی می‌خواند و به دوستانش می‌داد تا بخوانند و نتیجه‌گیری کنند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">ایشان خیلی شجاع و دانا بودند و در همان حین که به مدرسه می‌رفتند در تظاهرات نیز شرکت می‌کردند. او طرفدار سرسخت امام و اسلام و انقلاب بود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">پس از پیروزی انقلاب در بسیج محل ثبت نام کرد و درس را رها کرد و عضو سپاه شد و راهی جبهه شد. سرانجام در اثر انفجار مین در شرق دهلران ایشان به درجه شهادت نائل شدند اما متاسفانه پیکری از ایشان به جا نماند و مزاری برای ایشان در گلستان شهدای اصفهان به جا مانده است</p>
<p>نوشته <a href="https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-6/">گلستان‌نامه:</a> اولین بار در <a href="https://shahidyaran.ir">پایگاه خبری شهید یاران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-6/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">72489</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گلستان‌نامه؛</title>
		<link>https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b-26/</link>
					<comments>https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b-26/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[ابراهیم باصری]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 18 Dec 2023 07:23:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی شهدا]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ تحمیلی]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[روایت]]></category>
		<category><![CDATA[شهید مسعود جاویدنیا]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://shahidyaran.ir/?p=72414</guid>

					<description><![CDATA[<p>روایت شهیدی که نسبت به حجاب و نماز حساس بود مادر شهید مسعود جاویدنیا گفت: مسعود همیشه خرید خانه را مسعود انجام می‌داد و خیلی نسبت به حجاب و نماز حساس بود. به گزارش خبرنگار پایگاه خبری شهید یاران، مادر شهید مسعود جاویدنیا گفت: «قبل از به دنیا آمدن مسعود خداوند دو فرزند دیگر به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b-26/">گلستان‌نامه؛</a> اولین بار در <a href="https://shahidyaran.ir">پایگاه خبری شهید یاران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="has-vivid-red-color has-text-color has-link-color wp-elements-f50487af029f97b38b5840de840e4492 wp-block-paragraph">روایت شهیدی که نسبت به حجاب و نماز حساس بود</p>



<p class="wp-block-paragraph">مادر شهید مسعود جاویدنیا گفت: مسعود همیشه خرید خانه را مسعود انجام می‌داد و خیلی نسبت به حجاب و نماز حساس بود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">به گزارش خبرنگار پایگاه خبری شهید یاران، مادر شهید مسعود جاویدنیا گفت: «قبل از به دنیا آمدن مسعود خداوند دو فرزند دیگر به ما داده بود که هر دو فوت کردند. مسعود فرزند ششم خانواده بود و در آن زمان خوزستان زندگی می‌کردیم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مسعود خیلی به مسجد علاقه پیدا کرده بود و نماز و قرآن را در مسجد یاد می‌گرفت. مسعود خیلی مظلوم بود و به پدر و مادر احترام می‌گذاشت و مطیع بود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">همیشه خرید خانه را مسعود انجام می‌داد. خیلی نسبت به حجاب و نماز حساس بود و به غیبت حساسیت زیادی&nbsp; نشان می‌داد و می‌گفت حرف کسی را نزنید، از دین خدا بگویید که ثواب داشته باشد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">پدرشان همیشه بهترین وسیله و امکانات را برای بچه‌ها فراهم می‌کردند و زندگی خوبی داشتیم. مسعود و دوستانش در زمان انقلاب روی پشت بام می‌رفتند و الله اکبر می‌گفتند و در تظاهرات شرکت می‌کردند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مسعود شب تا صبح اعلامیه پخش می‌کرد. صبح که به خانه می‌آمد چشم هایش از فرط خستگی و بی‌خوابی قرمز شده بود. یک بار هم منافق‌ها می‌خواستند او را بکشند که دوستش نجاتش داده بود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مسعود خیلی مهربان بود و به دیگران کمک می‌کرد. حتی در مدرسه تغذیه‌های خودش را با بقیه تقسیم می‌کرد. درسش هم خیلی خوب بود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اهل ورزش هم بود و به فوتبال و والیبال علاقه زیادی داشت. به کتاب خواندن علاقه زیادی داشت و همیشه دیگران را دعوت به مطالعه می‌کرد و می‌گفت که اوقات فراغت خود را بیهوده نگذرانید.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مسعود در ماه رمضان بر اثر رفتن روی مین به شهادت رسید.»</p>
<p>نوشته <a href="https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b-26/">گلستان‌نامه؛</a> اولین بار در <a href="https://shahidyaran.ir">پایگاه خبری شهید یاران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b-26/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">72414</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گلستان‌نامه؛</title>
		<link>https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b-22/</link>
					<comments>https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b-22/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[ابراهیم باصری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 06 Dec 2023 08:29:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی شهدا]]></category>
		<category><![CDATA[روایت]]></category>
		<category><![CDATA[شهید]]></category>
		<category><![CDATA[شهید عباس ثقفی‌نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای خیر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://shahidyaran.ir/?p=71756</guid>

					<description><![CDATA[<p>روایت شهیدی که به صورت پنهانی کارهای خیر انجام می‌داد شهید عباس ثقفی‌نژاد از شهدای دوران دفاع مقدس استان اصفهان به صورت پنهانی کارهای خیر انجام می‌داد و به مستمندان کمک می‌کرد. به گزارش خبرنگار پایگاه خبری شهید یاران، شهید عباس ثقفی‌نژاد در سال 1344 متولد شد. از همان دوران کودکی پسری پاک‌طینت بود. در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b-22/">گلستان‌نامه؛</a> اولین بار در <a href="https://shahidyaran.ir">پایگاه خبری شهید یاران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="has-vivid-red-color has-text-color wp-block-paragraph">روایت شهیدی که به صورت پنهانی کارهای خیر انجام می‌داد</p>



<p class="has-vivid-red-color has-text-color wp-block-paragraph"><mark style="background-color:rgba(0, 0, 0, 0)" class="has-inline-color has-black-color">شهید عباس ثقفی‌نژاد از شهدای دوران دفاع مقدس استان اصفهان به صورت پنهانی کارهای خیر انجام می‌داد و به مستمندان کمک می‌کرد.</mark></p>



<p class="wp-block-paragraph">به گزارش خبرنگار پایگاه خبری شهید یاران، شهید عباس ثقفی‌نژاد در سال 1344 متولد شد. از همان دوران کودکی پسری پاک‌طینت بود. در مجالس سینه‌زنی حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) شرکت می‌کرد. از کودکی با نماز و قرآن از طریق خانواده آشنا شده بود. از همان کودکی و نوجوانی با همسن و سالانش تفاوت ویژه‌ای داشت. رعایت حلال و حرام می‌کرد، اهل امر به معروف و نهی از منکر بود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">سعی می‌کرد حرف زشت و رکیکی از دهانش خارج نشود. در مورد حجاب خیلی حساسیت به خرج می‌داد. به رزق حلال توجه ویژه‌ای داشت و در مورد خورد و خوراکش احتیاط می‌کرد و به حلال و حرام رزقش اهمیت می‌داد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">کارهای خیر پنهانی انجام می‌داد. عباس واقعاً با اخلاص کارهایش را انجام می‌داد. دوست داشت به غیر از خدا کسی کارهایش را نبیند. غیبت نمی‌کرد و از آن متنفر بود. به صله رحم اهمیت می‌داد. اهل نماز جمعه و جماعت بود. فردی انقلابی و بسیجی به معنای واقعی کلمه بود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">به مستمندان و درماندگان در حد توانش کمک می‌کرد. در بسیج و در مسجد فعالیت داشت. به امام زمان(عج) و ائمه اطهار(ع) ارادت خاصی داشت. در مراسمات مذهبی بالاخص دعای کمیل حضور داشت و خود را از مراسم سوگواری حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) جدا نمی‌کرد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">بیشتر اوقات فراغتش را به مطالعه کتب مذهبی و در مسجد و بسیج می‌گذراند. بسیار خوش اخلاق و خوش برخورد بود. در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کرد. انسان چشم پاک و عفیفی بود و به زنان نامحرم نگاه نمی‌کرد. راه خودش را پیدا کرده بود. بهتر بگویم، راه عاقبت به خیرشدن را یاد گرفته بود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اخلاص، احترام به والدین، نماز اول وقت، کمک به نیازمندان، عشق به اهل‌بیت(ع)، عفت خوراک، چشم پاکی و عفت دامن عوامل اصلی عاقبت به خیر شدن هستند که عباس از آن‌ها بهره‌مند بود، پس چرا نباید عاقبت به خیر شود؟! و سرانجام عباس ۳۰ اسفند ماه سال ۱۳۶۶ به فیض عظمای شهادت نائل آمد و مفقودالاثر شد.</p>
<p>نوشته <a href="https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b-22/">گلستان‌نامه؛</a> اولین بار در <a href="https://shahidyaran.ir">پایگاه خبری شهید یاران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b-22/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">71756</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گلستان‌نامه؛</title>
		<link>https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b-20/</link>
					<comments>https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b-20/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[ابراهیم باصری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 02 Dec 2023 07:33:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی شهدا]]></category>
		<category><![CDATA[روایت]]></category>
		<category><![CDATA[شهید]]></category>
		<category><![CDATA[شهید اکبر آقادادی]]></category>
		<category><![CDATA[کار خیر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://shahidyaran.ir/?p=71466</guid>

					<description><![CDATA[<p>روایت شهیدی که به صورت پنهانی کار خیر انجام می‌داد شهید اکبر آقادادی کارهای خیر را به صورت پنهانی انجام می‌داد و واقعاً با اخلاص کارهایش را انجام بود و دوست داشت به غیر از خدا کسی کارهایش را نبیند. به گزارش&#160;خبرنگار پایگاه خبری شهید یاران؛ شهید اکبر آقادادی در هجدهمین روز از خرداد ماه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b-20/">گلستان‌نامه؛</a> اولین بار در <a href="https://shahidyaran.ir">پایگاه خبری شهید یاران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="has-vivid-red-color has-text-color wp-block-paragraph">روایت شهیدی که به صورت پنهانی کار خیر انجام می‌داد</p>



<p class="wp-block-paragraph">شهید اکبر آقادادی کارهای خیر را به صورت پنهانی انجام می‌داد و واقعاً با اخلاص کارهایش را انجام بود و دوست داشت به غیر از خدا کسی کارهایش را نبیند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">به گزارش&nbsp;خبرنگار پایگاه خبری شهید یاران؛ شهید اکبر آقادادی در هجدهمین روز از خرداد ماه سال ۱۳۴۵ متولد شد. از همان دوران کودکی پسری پاک‌طینت بود. در مجالس سینه‌زنی حضرت اباعبدالله‌الحسین (علیه السلام) شرکت می‌کرد. از کودکی با نماز و قرآن از طریق خانواده آشنا شده بود. از همان کودکی و نوجوانی با همسن و سالانش تفاوت ویژه‌ای داشت.</p>



<p class="wp-block-paragraph">رعایت حلال و حرام می‌کرد، اهل امر به معروف و نهی از منکر بود. سعی می‌کرد حرف زشت و رکیکی از دهانش خارج نشود. در مورد حجاب خیلی حساسیت به خرج می‌داد. به رزق حلال توجه ویژه‌ای داشت و در مورد خورد و خوراکش احتیاط می‌کرد و به حلال و حرام رزقش اهمیت می‌داد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">کارهای خیر پنهانی انجام می‌داد. اکبر واقعاً با اخلاص کارهایش را انجام می‌داد. دوست داشت به غیر از خدا کسی کارهایش را نبیند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">غیبت نمی‌کرد و از آن متنفر بود. به صله رحم اهمیت می‌داد. اهل نماز جمعه و جماعت بود. فردی انقلابی و بسیجی به معنای واقعی کلمه بود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">به مستمندان و درماندگان در حد توانش کمک می‌کرد. در بسیج و در مسجد فعالیت داشت. به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و ائمه اطهار(علیهم السلام) ارادت خاصی داشت. در مراسمات مذهبی بالاخص دعای کمیل حضور داشت و خود را از مراسم سوگواری حضرت اباعبدالله‌الحسین (علیه السلام) جدا نمی‌کرد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">بیشتر اوقات فراغتش را به مطالعه کتب مذهبی و در مسجد و بسیج می‌گذراند. بسیار خوش اخلاق و خوش برخورد بود. در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کرد. انسان چشم پاک و عفیفی بود و به زنان نامحرم نگاه نمی‌کرد. راه خودش را پیدا کرده بود. بهتر بگویم، راه عاقبت به خیرشدن را یاد گرفته بود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اخلاص، احترام به والدین، نماز اول وقت، کمک به نیازمندان، عشق به اهل‌بیت(علیهم‌السلام)، عفت خوراک، چشم پاکی و عفت دامن عوامل اصلی عاقبت به خیر شدن هستند که اکبر از آنها بهره‌مند بود، پس چرا نباید عاقبت به خیر شود؟! و سرانجام اکبر در شانزدهمین روز از اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۱ در عملیات بیت‌المقدس به فیض عظمای شهادت نائل آمد.</p>
<p>نوشته <a href="https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b-20/">گلستان‌نامه؛</a> اولین بار در <a href="https://shahidyaran.ir">پایگاه خبری شهید یاران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b-20/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">71466</post-id>	</item>
		<item>
		<title>«گلستان‌نامه»</title>
		<link>https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-2/</link>
					<comments>https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[ابراهیم باصری]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Nov 2023 10:09:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی شهدا]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ تحمیلی]]></category>
		<category><![CDATA[روایت]]></category>
		<category><![CDATA[شهدا]]></category>
		<category><![CDATA[شهید]]></category>
		<category><![CDATA[شهید سیدرحمان هاشمی]]></category>
		<category><![CDATA[عطر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://shahidyaran.ir/?p=69934</guid>

					<description><![CDATA[<p>روایت عطری که همیشه همراه شهید بود ۲۱ سالش بود که شهید شد، وقتی می‌خواست از خانه بیرون برود عطر می‌زد، به او می‌گفتم این عطر را برای چی می‌زنی؟ می‌گفت مادر یک روز به‌ دردت می‌خورد…! به گزارش خبرنگار پایگاه خبری شهید یاران؛ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در تمام ساعات عمرمان همیشه باید خود را مدیون شهدا بدانیم، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-2/">«گلستان‌نامه»</a> اولین بار در <a href="https://shahidyaran.ir">پایگاه خبری شهید یاران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="has-vivid-red-color has-text-color wp-block-paragraph">روایت عطری که همیشه همراه شهید بود</p>



<p class="wp-block-paragraph">۲۱ سالش بود که شهید شد، وقتی می‌خواست از خانه بیرون برود عطر می‌زد، به او می‌گفتم این عطر را برای چی می‌زنی؟ می‌گفت مادر یک روز به‌ دردت می‌خورد…!</p>



<p class="wp-block-paragraph">به گزارش خبرنگار پایگاه خبری شهید یاران؛ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در تمام ساعات عمرمان همیشه باید خود را مدیون شهدا بدانیم، فرقی نمی‌کند شهید دفاع مقدس، شهید مدافع حرم و امنیت، شهید سلامت و یا شهدای دیگر؛ هر کدام با فدا کردن جانشان، راهی را برای سایرین روشن کردند مثل شهید سیدرحمان هاشمی فرزند سیدمهدی.</p>



<p class="wp-block-paragraph">شهید سیدرحمان هاشمی متولد ۱۳۴۵/۲/۱ در اصفهان است. او در وصیت‌نامه خود این گونه به جوانان توصیه کرده است: «از خواهران وبرادران می‌خواهم که در کارهایتان موفق بوده و توکل بر خدا و امامان داشته باشید.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اگر دنیا با شما نبود شکر نعمت کنید و به خاطر خدا صبر کنید، لحظه‌ای از خدا غافل نباشید، ذکر خدا بگویید، امام زمان(عج) را دعا کنید، دنیا محل گذار است دل به دنیا نبندید و برای آخرت توشه جمع کنید.</p>



<p class="wp-block-paragraph">برادران عزیز فطرت شما پاک و دست نخورده است و شما را خدا عزت داد که این دوران عزیز و با برکت را درک کرده و در این دوران قرار گرفته‌اید. بدانید که اسلام پیش از هر چیز به شما جوانان مسلمان و نونهالان پاک احتیاج دارد؛ شما اکنون باید به سلاح علم و ایمان عمل مجهز شوید تا این که در آینده بتوانید این انقلاب را که نتیجه خون چندین هزار شهید است قوام بخشید.»</p>



<p class="wp-block-paragraph">مادر شهید درباره او می‌گوید: «قبل از به دنیا آمدنش وقتی آبستن بودم رفتم خانه مادربزرگم، او به من گفت پسر می‌زایی اسمش را کمال بگذار یا رحمان، خلاصه به دنیا آمد. تا کلاس هفتم را خواند. همه کارهایش با بقیه فرق داشت. همش از او نور می‌بارید، نماز شب می‌خواند و همین‌طور می‌نشست با خدا حرف می‌زد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">به عنوان داوطلب به جبهه رفت و بعد از آن چهل روز یک بار مرخصی می‌گرفت. یک روز پستچی از کربلای ۵ برایمان نامه آورده بود و بعدش خبر شهادتش را بنیاد شهید آورد. وقتی به سردخانه رفتم و او را دیدم ۵ روز بود که او را آورده بودند، اهل محله جرات نمی‌کردند به من بگویند، من وقتی جسدش را دیدم از هوش رفتم، من را آورده بودند ولی جسد را نیاورده بودند، وقتی به هوش آمدم دیدم سرم تو دستم است و تا چهلمش این خانه لبالب آدم بود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">۲۱ سالش بود که شهید شد وقتی می‌خواست از خانه بیرون برود عطر می‌زد، به او می‌گفتم این عطر را برای چی می‌زنی؟ می‌گفت مادر یک روز به‌ دردت می‌خورد حالا هر چه نزد من می‌آید بوی عطرش به مشامم می‌خورد؛ همیشه در عزاداری امام حسین(ع) فعالیت می‌کرد و عاشق امام حسین(ع) بود در زمان انقلاب در مراسم تظاهرات شرکت می‌کرد و موقع آمدن امام به تهران رفتیم و او امام را دید، عاشق امام و راهش بود و آخر به شهادت که آرزویش بود رسید. حالا هم هر وقت کاری دارم و از او بخواهم ناامیدم نمی‌کند.»</p>



<p class="wp-block-paragraph">سیدرحمان هاشمی سرانجام در عملیات طریق‌القدس در تاریخ ۱۳۶۵/۱۰/۲۰ به شهادت رسید.</p>



<p class="wp-block-paragraph">شهادت هنر مردان خداست، چه گمنامانی که هرکدام قصه‌ای غریب برای گفتن دارند و ما که هستیم چیزی برای گفتن نداریم. روز موعود نزدیک است، شهدا جلوی ما را می‌گیرند که چه کردید برای راهی که ما برایش جان دادیم؟</p>
<p>نوشته <a href="https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-2/">«گلستان‌نامه»</a> اولین بار در <a href="https://shahidyaran.ir">پایگاه خبری شهید یاران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">69934</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گلستان‌نامه؛</title>
		<link>https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b/</link>
					<comments>https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[ابراهیم باصری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 20 Oct 2023 11:11:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[خرید خانه]]></category>
		<category><![CDATA[روایت]]></category>
		<category><![CDATA[شهید]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود جاویدنیا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://shahidyaran.ir/?p=68203</guid>

					<description><![CDATA[<p>روایت شهیدی که خرید خانه بر عهده‌اش بود مادر شهید مسعود جاویدنیا گفت: مسعود همیشه خرید خانه را مسعود انجام می‌داد و خیلی نسبت به حجاب و نماز حساس بود. به گزارش خبرنگار پایگاه خبری شهید یاران، مادر شهید مسعود جاویدنیا گفت: «قبل از به دنیا آمدن مسعود خداوند دو فرزند دیگر به ما داده [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b/">گلستان‌نامه؛</a> اولین بار در <a href="https://shahidyaran.ir">پایگاه خبری شهید یاران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="wp-block-paragraph"></p>



<p class="wp-block-paragraph"><strong><mark style="background-color:rgba(0, 0, 0, 0)" class="has-inline-color has-vivid-red-color">روایت شهیدی که خرید خانه بر عهده‌اش بود</mark></strong></p>



<p class="wp-block-paragraph">مادر شهید مسعود جاویدنیا گفت: مسعود همیشه خرید خانه را مسعود انجام می‌داد و خیلی نسبت به حجاب و نماز حساس بود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">به گزارش خبرنگار پایگاه خبری شهید یاران، مادر شهید مسعود جاویدنیا گفت: «قبل از به دنیا آمدن مسعود خداوند دو فرزند دیگر به ما داده بود که هر دو فوت کردند. مسعود فرزند ششم خانواده بود و در آن زمان خوزستان زندگی می‌کردیم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مسعود خیلی به مسجد علاقه پیدا کرده بود و نماز و قرآن را در مسجد یاد می‌گرفت. مسعود خیلی مظلوم بود و به پدر و مادر احترام می‌گذاشت و مطیع بود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">همیشه خرید خانه را مسعود انجام می‌داد. خیلی نسبت به حجاب و نماز حساس بود و به غیبت حساسیت زیادی نشان می‌داد و می‌گفت حرف کسی را نزنید، از دین خدا بگویید که ثواب داشته باشد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">پدرشان همیشه بهترین وسیله و امکانات را برای بچه‌ها فراهم می‌کردند و زندگی خوبی داشتیم. مسعود و دوستانش در زمان انقلاب روی پشت بام می‌رفتند و الله اکبر می‌گفتند و در تظاهرات شرکت می‌کردند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مسعود شب تا صبح اعلامیه پخش می‌کرد. صبح که به خانه می‌آمد چشم هایش از فرط خستگی و بی‌خوابی قرمز شده بود. یک بار هم منافق‌ها می‌خواستند او را بکشند که دوستش نجاتش داده بود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مسعود خیلی مهربان بود و به دیگران کمک می‌کرد. حتی در مدرسه تغذیه‌های خودش را با بقیه تقسیم می‌کرد. درسش هم خیلی خوب بود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اهل ورزش هم بود و به فوتبال و والیبال علاقه زیادی داشت. به کتاب خواندن علاقه زیادی داشت و همیشه دیگران را دعوت به مطالعه می‌کرد و می‌گفت که اوقات فراغت خود را بیهوده نگذرانید.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مسعود در ماه رمضان بر اثر رفتن روی مین به شهادت رسید.»</p>
<p>نوشته <a href="https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b/">گلستان‌نامه؛</a> اولین بار در <a href="https://shahidyaran.ir">پایگاه خبری شهید یاران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://shahidyaran.ir/%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%9b/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">68203</post-id>	</item>
		<item>
		<title>روایتی از کنگره ملی شهدای تخریب‌چی/ رزمنده‌هایی که امضای مین روی تنشان ماند</title>
		<link>https://shahidyaran.ir/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%86%da%af%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%b4%d9%87%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%a8%da%86%db%8c-%d8%b1%d8%b2/</link>
					<comments>https://shahidyaran.ir/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%86%da%af%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%b4%d9%87%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%a8%da%86%db%8c-%d8%b1%d8%b2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[ابراهیم باصری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 26 May 2023 10:09:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی شهدا]]></category>
		<category><![CDATA[روایت]]></category>
		<category><![CDATA[شهدا]]></category>
		<category><![CDATA[شهدای تخریب چی]]></category>
		<category><![CDATA[شهید]]></category>
		<category><![CDATA[شهیدان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://shahidyaran.ir/?p=57054</guid>

					<description><![CDATA[<p>اصفهان در شب‌های گذشته میزبان هفتمین کنگره ملی شهدای تخریب‌چی بود، برنامه‌ای که در آن تخریب‌چی‌های زمان‌های نه چندان دور و رفقای امروز در کنار هم گرد آمده بودند تا از دوستانش یاد کنند که کلمه شهید در جلوی نامشان قرار گرفته و از ملکوت به نظاره آنها نشسته‌اند. به گزارش خبرنگار&#160;پایگاه خبری شهید یاران، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://shahidyaran.ir/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%86%da%af%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%b4%d9%87%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%a8%da%86%db%8c-%d8%b1%d8%b2/">روایتی از کنگره ملی شهدای تخریب‌چی/ رزمنده‌هایی که امضای مین روی تنشان ماند</a> اولین بار در <a href="https://shahidyaran.ir">پایگاه خبری شهید یاران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="wp-block-paragraph">اصفهان در شب‌های گذشته میزبان هفتمین کنگره ملی شهدای تخریب‌چی بود، برنامه‌ای که در آن تخریب‌چی‌های زمان‌های نه چندان دور و رفقای امروز در کنار هم گرد آمده بودند تا از دوستانش یاد کنند که کلمه شهید در جلوی نامشان قرار گرفته و از ملکوت به نظاره آنها نشسته‌اند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">به گزارش خبرنگار&nbsp;پایگاه خبری شهید یاران، برای این حرف‌ها می‌شود جان داد، برای لهجه دوست‌داشتنی نشسته در پس واژه‌ها، برای حرف‌هایی که یک ایران برایش ضعف می‌کند، برای آزادی وطنی که تنِ ما بود… «شهر پاکسازی شده، ما داخل شهریم، مفهوم شد، ما داخل شهریم…» و خداوند خرمشهر را آزاد کرد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اردیبهشت هنوز خودنمایی می‌کند در این روزهای نخست خرداد. ماه کمی از زیبایی‌هایش را رو کرده و ستاره‌ها به شب سلام می‌کنند. زاینده‌رود غزل می‌خواند و درخت‌ها تمام قد خنکی را روی صورت آدم‌ها می‌پاشند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اصفهان ما با همه وجودش رسم مهمان‌نوازی را جانانه به جا می‌آورد و دست به سینه زده برای ادای احترام به شهدای تخریب‌چی کشور و بهتر بگویم میزبان هستیم، میزبان هفتمین کنگره ملی شهدای تخریب‌چی و بزرگداشت فاتحان خرمشهر به مدت سه شب. ۵۱۱ شهید که نشانی‌شان را بگیریم می‌رسیم به واحد تخریب. بله دیار دوست داشتنی ما باز هم گل کاشته و بیشترین تعداد شهدای تخریب را تقدیم انقلاب کرده است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">دم مردم پای‌کار شهر هم گرم، خوب استقبال کرده‌اند. جای، جای سوزن انداختن نیست، درست روبه‌روی جایگاه. دسته‌های هم‌سن‌وسال‌ها دیدنی است. دهه هشتادی و نودی کم نمی‌بینیم. پسربچه‌های ۱۵، ۱۶ ساله دیروز که عشقشان گل کوچیک بود در کوچه‌های خاکی و بعد هم خاکریز جبهه؛ حالا کنار هم نشسته‌اند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">رفاقت به سبک رزمنده‌های تخریب‌چی</p>



<p class="wp-block-paragraph">باید باشی و حرف‌هایشان را بشنوی. یکی چشم‌هایش جا مانده و رفیقش برایش تعریف‌می کند که چه خبر است. بی‌معرفتی مین، دست یکی را برده و پای دیگری را هم. پای مصنوعی شده پا اما پای مصنوعی که پای خود آدم نمی‌شود. یکی نگران پای رفیقش است و پله‌هایی که شاید اذیتش کند. یکی از آرنج به پایین هر دو دست را ندارد و چشمش آن‌طور که باید یاری نمی‌کند، اما دو رفیق چنان هوایش را دارند که دلت ضعف می‌کند برای حال خوبشان. امضای مین مانده روی تنشان، روی تن رزمنده‌های تخریب‌چی دوست داشتنی.</p>



<p class="wp-block-paragraph">برنامه به رسم همه برنامه‌های دیگر با قرآن و سرود ملی ایران ما که جان ماست، آغازمی‌شود. مجری برای مخاطب از کنگره می‌گوید و از اینکه میزبان رزمنده‌های تخریب‌چی از سراسر کشور هستیم، حضور بچه‌های تخریب‌چی مشهد و ارادت ما به امام رضا (ع) دلیل خوبی می‌شود تا رو به مشهد بایستیم و سلامی به مهربان‌ترین مولا دهیم و ببینیم دانه دانه دلتنگی‌هایی که از گونه‌ها سرازیر می‌شود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">جوانان گروه آوازی مولا قطعه‌ای برای شهدای تخریب‌چی آماده کرده‌اند، به روی سن می‌آیند و میهمانان و شهروندان را با خود همراه می‌کنند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">احداث خاکریز زیر آتش سنگین دشمن</p>



<p class="wp-block-paragraph">میهمان امشب که قرار است راوی آن سال‌های عشق، آتش و خون شود، جلال روغنی است، رزمنده‌ای که دوچشم، دو دست و یک پایش را در جبهه جا گذاشته است. با همراهی رفقیش به بالای جایگاه هدایت می‌شود و مردم دوست داشتنی ما تمام قد برایش می‌ایستند برای او که روزی برای ما ایستاد. صدای صلوات و تشویق به هم گره می‌خورد، جلال قهرمان جا مانده‌ای است که مردم دوستش دارند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">در تهران متولد شده اما اصلیت یزدی دارد. از ۲۰۰ سال پیش می‌گوید و از شاهان بی‌کفایتی که هر کدام تکه‌ای از این وطن را جدا کردند و غمی روی دل مردم نشاندند. او از رهبر کبیر انقلابمان هم سخن به میان‌آورد که آبرو و عزت را به ایران اسلامی برگرداند، از جوانانی گفت که نتوانستند تجاوز دشمن بعثی را تاب بیاورند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">جلال که خود تخریب‌چی بوده، از رزمنده‌های تخریب‌چی می‌گوید که جز اولین نفراتی بودند که برای هر عملیات باید آنها عمل می‌کردند و با باز کردن معبر مین راه را برای دیگر رزمنده‌ها باز کنند. جانباز شیرین سخن سال‌های حماسه فلاش بکی به عملیات‌والفجر یک می‌زند، جایی که زیر آتش سنگین دشمن خاکریز زده می‌شد و یک لحظه کار متوقف نمی‌شد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">رونمایی از چندین کتابی که به همت مجمع تخریب‌چیان و پیشکسوتان استان اصفهان آماده شده است، بخش دیگر برنامه است. مجری نام تعدادی از رزمنده‌های تخریب‌چی را که در زمان دفاع مقدس، هدایت و فرماندهی می‌کردند، برای آمدن به روی سن می‌خواند. سردار مجتبی فدا، فرمانده سپاه صاحب‌الزمان (عج) استان اصفهان و سرهنگ حسن امینی، جانشین فرماندهی لشکر ۱۴ امام حسین (ع) که افتخار میزبانی از این کنگره را بر عهده دارند، نیز آن‌ها را همراهی می‌کنند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">این رونمایی با رمز شریف علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) که رمز عملیات آزادسازی خرمشهر بوده است، انجام می‌شود. «همسایه ماهی‌ها، معبر گمشده، کارنامه عملیاتی واحد تخریب لشکر ۱۴ امام حسین (ع) و رسول علی‌آقا رؤیا»، نام برخی از این کتاب‌ها است که قرار است نسل جوان را با فداکاری و رشادت‌های شهدای و رزمندگان تخریب‌چی دفاع مقدس آشنا کند.اولین اشتباهی که آخرین اشتباه می‌شدگوشی‌اش در حالت ضبط فیلم قرار دارد و همین‌طور که با دوستانش ترکی صحبت می‌کند فیلم هم می‌گیرد. رزمنده‌های تخریب‌چی هستند که از تبریز آمده‌اند. در حین تماشای اجرای تئاتر فاتحان خرمشهر می‌پذیرد که با هم گفت‌وگو کنیم.به قد گفتن اسمش کفایت می‌کند، حسین است و از رزمندگان لشکر ۳۱ عاشورا. سال ۶۳ بعد از آموزش‌های اولیه داوطلب می‌شود که به واحد تخریب رود و تخریب‌چی شود، بعد از آموزش‌های تخصصی عضو گردان تخریب می‌شود. از روزهایی که با طناب برای رزمنده‌ها نشان می‌گذاشتند تا آنها از میدان مین عبور کنند می‌گوید، از تنهایی بچه‌های تخریب‌چی، از ارتباط‌هایشان با خدا، از معبرهایی که باید باز می‌شد و از اولین اشتباهی که آخرین اشتباه می‌شد و از شهادت‌هایی که در تنهایی رخ می‌داد.تخریب‌چی تئاتر فاتحان خرمشهر در حال انجام مأموریت بود البته به صورت نمایش و نمادین که حسین را به عملیات بیت‌المقدس ۲، والفجر ۸ و عملیات بدر برد، روزی که در جنگ تخریب‌چی بود و گفت: یکی از تخریب‌چی‌ها با تیر مستقیم دشمن شهید شده بود و جنازه‌اش داخل میدان مین مانده بود. قرار بود جنازه‌اش را عقب بیاوریم. دو نفر از بچه‌ها که زیر ۲۰ سال بودند داوطلب شدند که این کار را انجام دهند. حین رفتن انفجار مین سبب قطعی پای هر دو شد. یکی از بچه‌ها که حالش بهتر بود، گفت، من خوبم و فلانی را ببرید عقب. وقتی برمی‌گردند که او را هم به عقب انتقال بدهند می‌بینند از شدت خون‌ریزی به شهادت رسیده است.حرف‌هایمان تمام می‌شود، تئاتر حسابی مخاطب را میخکوب کرده، بیشتر موبایل‌ها در حال ضبط فیلم هستند و گاهی هم عکس می‌گیرند و عاقبت خرمشهر آزاد می‌شود&#8230;برنامه تمام شد، بچه‌های تخریب‌چی دیروز، امروز رفتند به روزهایی که ردش تا ابد توی تنشان خواهد ماند، روزهایی که خاطراتش تکراری نمی‌شود. هوای هم را دارند، یکی می‌شود تکیه‌گاه دیگری و یکی عصا و یکی می‌شود چشم رفیقش. می‌خندند، بغض می‌کنند به یاد هم‌رزم تخریب‌چی که مین امانش نداد.</p>
<p>نوشته <a href="https://shahidyaran.ir/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%86%da%af%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%b4%d9%87%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%a8%da%86%db%8c-%d8%b1%d8%b2/">روایتی از کنگره ملی شهدای تخریب‌چی/ رزمنده‌هایی که امضای مین روی تنشان ماند</a> اولین بار در <a href="https://shahidyaran.ir">پایگاه خبری شهید یاران</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://shahidyaran.ir/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%86%da%af%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%b4%d9%87%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%a8%da%86%db%8c-%d8%b1%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">57054</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>
